۸ الگوی افراد فوق‌العاده موفق: شما هم می توانید موفق باشید

فراشفا: افرادی هستند که فکر می‌کنیم به‌طور جهانی موفق هستند، افرادی که موفقیت‌هایشان ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد و می‌خواهیم از تجربه‌هایشان یاد بگیریم. آیا فرمولی برای موفقیتشان وجود دارد؟ شاید. آنچه قطعی است این است که عوامل موفقیت تکرارشونده‌ای هست که افراد موفق اغلب هنگام صحبت از سفرهایشان به‌سوی موفقیت به آن‌ها اشاره می‌کنند. خبر خوبی است، نه؟ این عوامل در دسترس همه ماست. در اینجا هشت رفتار افراد بسیار موفق ارائه می‌شود که برای اینکه خودتان را در مسیر بُرد قرار دهید باید آن‌ها را اتخاذ کنید.

۱- پافشاری

مطمئناً، چیزی هست که برای بودن در مکان درست در زمان درست باید گفته شود، اما معمولاً هیچ‌چیز آسان به دست نمی‌آید – موفقیت و فرصت‌ها بیشتر به کار سخت شبیه است. نکته کلیدی انتخاب طرحی است که مشتاق آن هستید، ابداع یک استراتژی و پیگیری آن است. نگذارید این اشتیاق کم‌کم فرونشیند یا عدم پذیرش اولیه شما را مأیوس کند – اغلب عدم پذیرش بازتاب‌دهنده این است که صنعت چقدر در پذیرش تغییر و قبول ایده‌های جدید کُند است، نه بازتاب‌دهنده کیفیت کار شما. انعطاف‌پذیری تأثیری بلندمدت دارد – ۱۱ سال طول کشید تا رایان رینولدز، فیلم دِدپول (Deadpool) را به واقعیت تبدیل کند و اکنون پرسودترین فیلم زمان ماست و قبل از اینکه انتشاراتی کوچکی کتاب هری پاتر را چاپ کند، ۱۲ ناشر، کتاب جی کی رولینگ را رد کردند. اگر اعتقاد قوی به طرحتان دارید، صبور باشید، به زدن درها ادامه دهید، یااینکه راه‌حل‌های خلاقانه‌ای را خارج از مسیر پیموده شده کاوش کنید تا ایده خود را به‌پیش ببرید.

۲- برنامه‌ریزی قبلی

انتظار موفقیت بدون داشتن طرح یا استراتژی معادل با رفتن به اردو زنی زنده‌مانی از روی هوس است – این کار ممکن است تبدیل به ماجراجویی عالی شود، اما احتمال آن زیاد است که درحالی‌که برای کمک داد می‌زنید خرس‌ها شما را بخورند. نمی‌توانید برای همه‌چیز مهیا شوید، اما برنامه‌ریزی قبلی، کلیاتی روشن از آنچه را که باید انجام شود، چگونگی انجام آن، تعریف شما از موفقیت و چگونگی سنجش آن به دست می‌دهد. این امر همچنین امکان می‌دهد در مورد کارها و برنامه‌های زمانی انجام‌نشده پاسخگو باشید. داشتن ساختار طراحی‌شده اولیه کمک می‌کند پیشرفتتان را کنترل کنید، آنچه را که جواب می‌دهد و آنچه را که جواب نمی‌دهد ارزیابی و در صورت نیاز تاکتیک‌های خود را برای حرکت به‌سوی تعریف چارچوب‌بندی شده موفقیت اصلاح کنید. حتی انجام کاری به‌سادگی برنامه‌ریزی برالی روز بعد در شب قبل راهی بسیار خوب برای سازمان‌یافته بودن و ایجاد شتاب است.

۳- یادگیری از اشتباهات

به نقل از آریانا هافینگتن، مؤسس هافینگتن پُست، «لازم است قبول کنیم که همیشه تصمیماتی که می‌گیریم درست نخواهد بود، اینکه گاهی اشتباهات فاحشی خواهیم کرد – باید درک کنیم که شکست نقطه مقابل موفقیت نیست، بخشی از موفقیت است.» اشتباهات می‌توانند چیز خوبی باشند – اشتباهات فرصت بزرگی برای یادگیری و بهتر کردن خود، رویکرد خود و مؤثر بودن خود است. نکته کلیدی در دیدگاه نهفته است. افراد موفق خیلی از جنبه «شکست» صحبت نمی‌کنند، بلکه در عوض بررسی می‌کنند چه چیزی را می‌توانستند متفاوت انجام دهند و چگونه این تجربه یادگیری جدید را می‌توان در آینده به کار گرفت.

۴- وقت گذاشتن برای خود

سخن میشل اوباما در مورد بسیاری از ما صدق می‌کند: «ما باید تلاش کنیم در فهرست “کارهایی که باید انجام دهیم” خودمان را در اولویت قرار دهیم.» چون اغلب به خاطر کارمان ازخودگذشتگی‌های شخصی انجام می‌دهیم. راز باانگیزه ماندن بدون خستگی در یافتن توازن بین زمان کار و خارج از کار است. افراد موفق برای برآوردن نیازهای شخصی‌شان در خارج از کار تلاش می‌کنند – گذراندن وقت با خانواده و دوستان، شرکت در فعالیت‌هایی که لذت می‌برند، توجه به درون برای درک بهتر خودشان.

۵- سحرخیزی

صبح‌ها، برای کنترل برنامه زمانی و برای توسعه عاداتی که امکان می‌دهد زندگی شادتر و پرباری داشته باشیم، کلیدی هستند. در میان افراد سحرخیز مدیران و افرادی مشهوری قرار دارند که همه آن‌ها در این مورد سهیم هستند که سحرخیزی شروع خوبی را برای هرروز با حداقل حواس‌پرتی فراهم می‌کند، آن‌ها را درزمینهٔ موضوعات تجاری جلوتر قرار می‌دهد و به آن‌ها امکان می‌دهد در مورد صرف وقت با خانواده یا کار بر روی طرح‌های خلاق انعطاف‌پذیرتر باشند. بسیاری هم یادآور شدند که سحرخیزی به آن‌ها امکان می‌دهد ذهنشان را با آغاز روز با ورزش و خوردن صبحانه بازتنظیم کنند.

۶- ورزش کردن و خوردن غذاهای سالم

سرزندگی بدن به‌طور مستقیم عامل سرزندگی ذهن است. خوردن غذاهای سالم و ورزش روزانه راه‌های عالی برای باز تنظیم ذهن و حفظ سطوح انرژی موردنیاز برای متمرکز ماندن در طول روز است.

۷- سرمایه‌گذاری در توسعه فردی

ایلان ماسک، مدیرعامل شرکت تسلا موتورز، در سال‌هایی که به توسعه فردی‌اش می‌پرداخت، چهار ساعت را در روز به خواندن اختصاص داد، درعین‌حال استیون اسپیلبرگ در دهه پنجاه عمرش به مدرسه بازگشت تا در زمینه‌ی فیلم و هنرهای الکترونیک تحصیل کند. بخش بزرگ موفقیت کلی داشتن گستره وسیعی از آگاهی و تجربه است که امکان می‌دهد از چندین جهت به مسئله نگاه کنیم، یا با آگاهی از قسمت‌های مختلف در حال تغییر چاره‌اندیشی کنیم. افراد موفق، عمل‌گراهای برجسته‌ای هستند. برای استمرار این سطح عملکرد، این افراد به دنبال فرصت‌های یادگیری مادام‌العمرند. خواندن فراوان، شرکت در فراهمایی‌ها یا صحبت‌های رهبران با تفکر صنعتی، یا فراگیری مهارت‌های نو همگی راه‌های بسیار خوب برای الهام بخشی به ایده‌های تازه و وسیع‌تر کردن چشم‌انداز است.

۸- دِین خود را ادا کردن

موفقیت هرگز در خلأ اتفاق نمی‌افتد – همیشه افرادی هستند که از ما حمایت می‌کنند، ما را باور دارند و ما را راهنمایی می‌کنند – و افراد بسیار موفق این موضوع را قبول دارند. آن‌ها تمایل دارند که با توصیه کردن، داوطلب شدن یا شرکت در کارهای خیریه با زمان یا دارایی‌شان سخاوتمند باشند. با سهیم شدن تخصصشان، احساس ارزشمندی و رضایت و در پیوند بودن با گروه‌های مختلف مردم می‌کنند؛ و اگر این دلیل کافی نباشد، بیایید صادق باشیم – کردار نیک پنهان نمی‌ماند.


نویسنده: جنیفر کوهِن (Jenifer Cohen)

جنیفر کوهن
جنیفر کوهن

مترجم: فریدون شیرمحمدلی

منبع: forbes؛ ۲۲ نوامبر ۲۰۱۶

دیدگاه کاربران ...

تعداد دیدگاه : 0

    لطفا قبل از ارسال سئوال یا دیدگاه سئوالات متداول را بخونید.
    جهت رفع سوالات و مشکلات خود از سیستم پشتیبانی سایت استفاده نمایید .
    دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

    دیدگاه خود را بیان کنید