آیا تجربه مدرن مغز انسان را تغییر داده است؟
به این مطلب امتیاز دهید

به این مطلب امتیاز دهید

فراشفا: مغز در طول مقیاس‌های زمانی میلیون‌ها سال تکامل پیدا کرده است. پس آیا این احتمال هست که ظهور نسبتاً اخیر خواندن، نوشتن یا حمل‌ونقل موتوری یا اینترنت، مغز ما را تغییر داده باشد؟

از طرف دیگر، می‌دانیم که مدرنیته، که می‌توانیم آن را ظهور انسان‌های مدرن ازلحاظ روان‌شناختی در حدود ۵۰۰۰۰ سال قبل یا پیش‌تر از آن تصور کنیم، پیشینه روش‌های پیوسته در حال بهبود انجام کارها، فناوری‌ها و سامانه‌های پیوسته در حال دگرگونی برای برآمدن از پس امور – از تصاویر گرفته تا سیستم‌های نوشتن و وسایل ساخت گرفته تا رویه‌های تبادل و همکاری در میان گروه‌ها است؛ و با استفاده از این تغییرات و توسعه، نه‌تنها چیزهای جدیدی را برای تفکر، بلکه شیوه‌های جدید تفکر را هم کسب می‌کنیم.

آیا این امر نمی‌توانسته است مغز ما را تغییر داده باشد؟

مطالعه‌ای که در هند انجام شد و هنوز در حال بررسی همتاست و در آن دانشمندان به بررسی سنجش‌های EEG در جمعیت‌های مختلف در سطح هند پرداخته است، ممکن است تا حدی به این پرسش پاسخ دهد.

مدت‌های طولانی است که مشخص شده است افراد بیدار با چشم‌های بسته، الگوی نوسان عصبی در به‌اصطلاح باند آلفا (۸-۱۵ هرتز) را نشان می‌دهند و این امر را ریتم مغزی بنیادی در نظر گرفته‌اند که ممکن است با توجه، توانایی یادگیری و حافظه کاری مرتبط باشد. درک معنا و مکانیسم‌های این ریتم غالبِ مغز انسان از زمان کشف نوسان باند آلفا در اوایل قرن بیستم موردتوجه علم بوده است.

برای انجام این مطالعه، دهانیا پارامِشواران و تارا تیاگاراجان، دو دانشمند هندی، سنجش‌های EEG را بر روی ۴۰۲ نفر از ۳۸ محل سکونت مختلف در سطح هندوستان – که از ده‌های کوچک دورافتاده تا شهرهای بزرگ در نوسان است – انجام دادند. درآمد شرکت‌کنندگان از ۳۰۰ دلار تا ۱۵۰۰۰۰ دلار در سال متغیر بود و سطوح تحصیلات رسمی و دسترسی به فناوری بسیار متفاوتی داشتند.

نتایج این مطالعه چشمگیر است. وجود فعالیت باند آلفا در افراد فاقد ثروت، تحصیلات و دانش فناوری مدرن اساساً غیرقابل‌شناسایی بود.

به زبان دانشمندان، نتیجه به این‌گونه است: «در اینجا نشان داده‌ایم که نوسان آلفا که فکر می‌کنند یک ویژگی اساساً فراگیر فعالیت مغز است، ازلحاظ وجود آن در EEG، در سطح انسان‌ها بسیار متفاوت است.»

در ضمن آن‌ها مبنایی را برای طرح ادعا در مورد (میزان) «عادی» یا متوسط نوسان آلفا و در نظر گرفتن احتمال وجود نداشتن آن نمی‌یابند. برخلاف مثلاً قلب، مغز را تنها در ارتباط با «شرایط خاصِ تجربه انسان» می‌توان درک کرد.

اما مهم‌ترین یافته این مطالعه، به گفته آن‌ها این است که در آن جمعیت‌هایی که دینامیک آلفا را نشان می‌دهند، به نظر می‌رسد که علت آن قرار گرفتن در معرضِ «تجربه مدرن» – یعنی، تحصیلات و فناوری (و در ارتباط با آن، ثروت) است. نوسان آلفا که در کودکان وجود ندارد، پدیده‌ای وابسته به تجربه است.

آن‌ها درنتیجه گیری خاطرنشان می‌کنند که این یافته اثرات جدی بر (برنامه‌ریزی) خط و مشی دارد.

آیا جهان می‌تواند موجب محدود شدن ریتم‌های آلفا به ۱۵-۲۰ درصدی شود که بر مبنای معیار این مطالعه، از درآمد، تحصیلات و فناوری برخوردارند که منجر به توسعه شناختی و عصب‌شناختی می‌شود؟

این مطالعه نتیجه روش‌شناختی مسحورکننده‌ای هم دارد. اکثر مطالعات علوم شناختی بر روی افراد غیرعادی انجام شده است –یعنی افراد نمونه‌برداری شده از جوامع دموکراتیک، ثروتمند، صنعتی و تحصیل‌کرده غربی؛ اما پژوهش اخیر حاکی از آن است که این امر ممکن است تنوع واقعی در سطح جوامع انسانی را پنهان سازد. دهه‌هاست پذیرفته‌اند که این‌همه مطالعه‌ای که از آزمایشگاه‌های روان‌شناسی در سرتاسر جهان بیرون می‌آید از جمعیت به سهولت در دسترس دانشجویان دوره کارشناسی به‌عنوان مجموعه افراد استفاده می‌کنند.

آیا با گسترده‌تر کردن مجموعه افراد مورد آزمون مان، ممکن است درک ما از چیستی انسان بودن دگرگون شود؟ آیا نمی‌تواند این‌گونه باشد؟

نویسنده: Alva Noë؛ فیلسوف در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی. نویسنده و مدرس موضوعات ادراک، آگاهی و هنر. نویسنده چندین کتاب که جدیدترین آن به نام «ابزارهای عجیب: هنر و ماهیت انسان» است.


مترجم: فریدون شیرمحمدلی

منبع: npr؛ ۱۹ می ۲۰۱۷

دیدگاه کاربران ...

تعداد دیدگاه : 0

    لطفا قبل از ارسال سئوال یا دیدگاه سئوالات متداول را بخونید.
    جهت رفع سوالات و مشکلات خود از سیستم پشتیبانی سایت استفاده نمایید .
    دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

    دیدگاه خود را بیان کنید

جدیدترین محصولات